(۱)
چه دشوار است از کوی وفای یار دل کندن
✦هزاران بار خوش باشد مرا زین زنده گی مردن
(۲)
عزیزان! هیچ عاشق را چو من بیچاره نتوان گفت
✦که جانم میرود . حیران من از دنبال او دیدن
(۳)
زبعد یار مشتاق اجل چون جان شرینم
✦که مفهومی ندارد بعد ازین از مرگ ترسیدن
(۴)
تو چون گل غرق لطف و عشوه و طنازی و نازی
✦من وبلبل به داغ نامرادی زار نالیدن
(۵)
توسلطانی و من بر درگه ات چون سایل حیران
✦نه زیبد بر گدایان شاه را بر خویش بالیدن
(۶)
مپرس ای زاهد ناپخته از حال دل فاضل
✦تویی نامحرم این راز و لب مکشا به پرسیدن
4/5/1377
