(۱)
برفت از پیش چشمم یار و جان دور از تن است امشب
✦به ذره ذره ی این تن هزاران شیون است امشب
(۲)
فراق یار و جور روزگار و طعن اغیاران
✦خدا واقف به حال زار و اسرار من است امشب
(۳)
مپرس از حال من ای زاهد ظاهر پرست آخر
✦که آه سینه ام سوزنده تر از گلخن است امشب
(۴)
خدا را ساربان آهسته تر ران محمل آن ماه را
✦که جانان می رود جان هم به حال رفتن است امشب
(۵)
دگر از یوسف گم گشته ام امید بر دل نیست
✦مرا با صد زبان صد راز با پیراهن است امشب
(۶)
درین وادی ظلمانی و وحشتزای و توفانی
✦نگاهم بر چراغ طور و دشت ایمن است امشب
(۷)
شکستم توبه ی زهد و ریا ساقی تو هم لطفی
✦سر زاهد به خُم بشکن که بشکن بشکن است امشب
(۸)
بیا در محفل رندان بشو هم بزم عیاران
✦سخن از عشوه ی ساقی و احسن احسن است امشب
(۹)
نزاع خوب و بد را در سرشت ما عجین کردند
✦ملک در سینه ام در جنگ با اهریمن است امشب
(۱۰)
مرا مطلوب آن یار است کو را دل خریدار است
✦دماغ بی تمیزان غرق در سوءظن است امشب
