(۱)
دلبر نازنین من ترک جفا نمی کند
✦وعده همی دهد ولی حیف وفا نمی کند
(۲)
کُشته ناز خویش را زنده کند به بوسه یی
✦آن چه که لعل او کند آب بقا نمی کند
(۳)
کشور حسن را بود شاه و گدای او منم
✦یک نظری ز مرحمت سوی گدا نمی کند
(۴)
بسمل ناز او منم، هر چه خدا خدا کنم
✦نیم نگاهی سوی من بهر خدا نمی کند
(۵)
طفلک شوخ را نگر غنچه صفت خجالتیست
✦گل نشده است بو دهد عشوه بپا نمی کند
(۶)
دل چو اسیر او شده جای دگر نمی رود
✦سخت گرفته دامنش هیچ رها نمی کند
پلخمری- تابستان 1389
