(۱)
چسان سازم بیان یا رب غم جانکاه هجرانش
✦مبادا هیچ کس چون من به داغ و درد حرمانش
(۲)
دل بیچاره ام گم شد به دنبالش همی گردم
✦گمان افتاده اندر لابلای زلف پیچانش
(۳)
اجل منت پذیرم از تو گر مهلت دهی برمن
✦که تا هنگام مردن سر نهم بر روی دامانش
(۴)
ز بستر می روم رقصان به سوی روضه ی رضوان
✦اگر در وقت جان دادن فتد چشمم به چشمانش
(۵)
فشانم جان خود در مقدم باد صبا از شوق
✦اگر آرد نسیمی از شمیم عطر زلفانش
(۶)
کسی کو منکر عشق است و سوز و ساز وحالاتش
✦چه سان در جمع مخلوقات عالم گفت انسانش
(۷)
به روز عید قربان گر متاعی نیست فاضل را
✦اگر جانان پذیرد می کنم جان را به قربانش
مغزار2/12/1377
