(۱)
نالم از دردی که محفل از رُخ جانان تُهیست
✦در کویر روح من جای نم باران تُهیست
(۲)
شهر ارواح است شوری بر نمی خیزد ز کس
✦انجمن از محضر یاران و عیّاران تُهیست
(۳)
لاله خونین دل برفت از دشت و دامان وطن
✦جای بلبل در شکوه فصل گل باران تُهیست
(۴)
مرده گان را بین که لاف زنده گانی می زنند
✦کیسه ها پُر، سینه ها خالی، دماغ جان تُهیست
(۵)
امتیاز جنت و دوزخ رفیق است و رقیب
✦از سقر بدتر همان جائی که از یاران تُهیست
(۶)
شرح و تفسیر سیاست نیست داروی مرض
✦تا شکم های سیه روزان ز آب و نان تُهیست
(۷)
جنس انسان نادر و من دَربدَر دنبال او
✦کوچه ها مملو ز حیوانند و از انسان تُهیست
(۸)
بر دل شوریده ی فاضل نَزَد چنگی سخن
✦جسم بی روح غزل از جوهر عرفان تُهیست
پیشاور- بهار 1379
