(۱)
به باغ زنده گی هم چون قد سرو تو قامت نیست
✦چه پنداری که این قامت همان قاف قیامت نیست
(۲)
من اندر مکتب عشق از الفبایش همان خواندم
✦که عاشق را بجز تیر بلا، راه سلامت نیست
(۳)
دلم با تیغ ابرو پاره کن خونش به دور افکن
✦که در آن خانه غیر تو سزاوار اقامت نیست
(۴)
ز پا افتاده را با گوشه ی چشمی نوازش کن
✦گلم، عاشق کشی در مسلک رندان شهامت نیست
(۵)
اگر پامال نازم می نمایی باز خرسندم
✦که رنجیدن درین مکتب ره و رسم رفاقت نیست
(۶)
دل بیچاره را هرکس نماید سرزنش اما
✦گناه چشم شوخ تُست این مسکین ملامت نیست
(۷)
نوازش کن به دشنامم اگر لایق نیم خیر است
✦گدای کوی عشقت را ازین بهتر سخاوت نیست
(۸)
اگر چون خار ای گل دامنت را سخت بگرفتم
✦مرنج از من که شرح حال خود گفتن جسارت نیست
(۹)
زمانه سخت نامردست و ارزش ها همه بر باد
✦به جز پول و تملق هیچ معیار شرافت نیست
(۱۰)
فریب یار مطلب آشنا هرگز مخور فاضل
✦که در عطر سیاست ذرّه یی بوی صداقت نیست
پلخمری- 18/07/1375
