(۱)
مهی دارم که صد خورشید در دامن عیان دارد
✦قیامت از قد و بالای او آتش به جان دارد
(۲)
سرا پایش چو گل غرق لطافت لیک صد افسوس
✦به من از راه طنازی دل نا مهربان دارد
(۳)
خداوندم ز آسیب خزانش در امان دارد
✦گلی را کو هزاران غنچه در لب ها نهان دارد
(۴)
من از شمشیر ابرو در هراس، او از صف مژگان
✦خدنک دیگری بهر دل من در کمان دارد
(۵)
دل و دینم ربود و جان نثار مقدمش کردم
✦چه بی رحم است جانانم که بازم امتحان دارد
(۶)
من از آن هفت خوان عشق راه عافیت جویم
✦به هر منزل چو رستم صد هزاران پهلوان دارد
(۷)
لب لعل عقیقی را مکیدم با هزار افسون
✦که صدها طعنه بر خضر و حیات جاویدان دارد
(۸)
بیا از راه یاری ناله هایم را دمی بشنو
✦که "فاضل" از جفاهایت چه رنگین داستان دارد
