(۱)
نازنیم! وعده ها دادی، تغافل می کنی
✦سوز دل دانسته ی اما تجاهُل می کنی
(۲)
یک نفس چون بلبل شوریده ام آرام نیست
✦صد جفا ای گل، به حال زار بلبل می کنی
(۳)
لعل لب های تو آب زنده گی، من تشنه لب
✦از جفا ای سنگدل با من تعلُل می کنی
(۴)
وای بر من گر شوی یک لحظه ی دور از نظر
✦زنده گی را بهر من زهر هلاهل می کنی
(۵)
فرش سازم چشم و مژگان را بخاک راه تو
✦گر بدانم بر سر این خارها گل می کنی
(۶)
راه دارد دل به دل، عمریست با افسونگری
✦سوز عشقی را تو هم چون من، تحمل می کنی
پلخمری- میزان 1389
