(۱)
دستم بگیر کز غم دوران خمیده ام
✦نازم بکش که جور لیمان کشیده ام
(۲)
با عشوه یی ملالت خاطر ز من بگیر
✦نیمی نگه، که تلخیی زندان چشیده ام
(۳)
مشکن دلم به قهر که بی عشوه های تو
✦به بسترِ ز آتش هجر آرمیده ام
(۴)
عیبم مکن ز دوریی درگاه خویشتن
✦با پای جان به صحبت جانان رسیده ام
(۵)
در تنگنای حسرت زندان به صد تعب
✦انگشت غم ز فرقت یاران گزیده ام
(۶)
از یارو از دیار شدم دور وا اسف
✦جز خار غم ز گلشن گیتی نه چیده ام
(۷)
بر من گمان ذلت و خواری مبر رقیب
✦آن دشنه ام که کام رذیلان دریده ام
(۸)
مرغ قفس نیم که بنالم ز بنده گی
✦با بال عشق و همت انسان پریده ام
(۹)
آزاده ام مرام و طریقم مشخص است
✦از ارتجاع و مردم بی دین بریده ام
(۱۰)
تا زنده ام به موج حوادث ستیزه گر
✦آن صخره ام که مشرب طوفان گزیده ام
(۱۱)
زنجیر اگر به پاست بر آن بوسه می زنم
✦کاین حلقه را به رد تجاوز خریده ام
زندان پلخمری 28/5/1362
