(۱)
اشک ام و در قدم ات عزم چکیدن دارم
✦بسمل ام ناله و فریاد و تپیدن دارم
(۲)
سینه از آه و فغان پاره اگر نتوانم
✦سر سودا زده ی جامه دریدن دارم
(۳)
تا رسم خدمت آن یار که آرام دل است
✦از جهان یکسره آهنگ جهیدن دارم
(۴)
تو عقابی و به اقبال قدم بوسی تو
✦هم چو مورم که تمنای خزیدن دارم
(۵)
رشته ی مهر و وفا پاره نمودی ای شوخ
✦این منم باز سر رشته تنیدن دارم
(۶)
تیری از شصت رها گشته ی بی خود شده ام
✦به دل خصم تو مضمون خلیدن دارم
(۷)
نفس مرده ی شمع ام که بلرزم از شوق
✦به قدم بوسی تو میل چمیدن دارم
(۸)
تویی سر چشمه ای خورشید و من از راه طلب
✦ذره ام سوی تو سودای رسیدن دارم
(۹)
مرغ دل لانه به سرو قد موزون بگرفت
✦تا دم مرگ کجا قصد پریدن دارم
(۱۰)
لب لعلی که مکیده است مرا خون جگر
✦باخبر باش که آهنگ مکیدن دارم
(۱۱)
بسر تربت فاضل گذر ای نفس مسیح!
✦ز دل خاک گل روی تو دیدن دارم
