(۱)
گر جان رود ثنای توانگر نمی کنم
✦ور سر رود غلامی قیصر نمی کنم
(۲)
از بندگی غیر خدا وارهیده ام
✦غیر از خدا پرستش دیگر نمی کنم
(۳)
دل حقه ی غم است ز هجران روی دوست
✦عرضش به جز به محضر دلبر نمی کنم
(۴)
همچون محک ممیز حق و بطالت ام
✦مس با زر عیار برابر نمی کنم
(۵)
از جور روزگار ننالم به هیچ کس
✦این شکوه جز به حضرت داور نمی کنم
(۶)
مرگ ار سراغ هستی من می کند بگو
✦فرمانبری شاه ستمگر نمی کنم
(۷)
من دوستدار صلح و رفاه و عدالتم
✦جز این شعار زینت دفتر نمی کنم
