شعر صرفاً تخیل و شعار نیست، شعر تنها عشق ظاهری و بیان زیبای های معشوق نیست بلکه شعر تراوش و چکیده های آلام و درد های انسان دردمندیست که کلمات و الفاظ را پهلوی هم ردیف میکند و آنرا در قالب های موزن، مقفی و مخیل و هدف مندانه بیان میکند.
شعر اشک است، خونست، ناله و درد است، فریاد است. فریاد در برابر بیعدالتی ها، تبعیض، حق کشی، ریا کاری و نامردی ها.
شعر ندای ملکوتی انسانی است که روحش از الهام معشوقش سرشار و از جان و جهان بریده است:
آنکس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
شعر اعتراض است، اعتراض در برابر وضع موجود ظالمانه و غیر انسانی حاکم بر جامعه اعتراض و فریاد انسانهای شریف و بیدفاع که غیر از رنج، محرومیت و شکست چیزی دیگری نصیب شان نمی شود.
نظم گونه های من که همان فریاد انسانهای دردمند، محروم و شریف است، داد خواهی و اعتراض است نه "فریاد استرحام" بقول شاعر گرانمایه:
داد می خواهم کجا فریاد و زاری میکنم
ناله های زار من فریاد استرحام نیست
این فریاد ها، دردها و اعتراضها را تقدیم میکنم به انسانهای دردمند، معترض و فریاد گر که ارواح بلندو پرخاشگرشان از وضع موجود رنج میکشند و هدفی جز رهایی انسانهای در بند و بی پناه ندارند.
در ضمن در ترتیب و تنظیم این مجموعه از فرزند ارجمندم سیدعلی فاضل که این جزوه محصول زحمات اوست صمیمانه سپاسگذارم. از عزیزانی که خواننده ی این نظم گونه ها اند دوستانه تقاضا مندم تا ضعف ها، کاستی ها و کمبود های عروضی، معنایی و طباعتی آنرا به دیده اغماض نگرسته و از مشوره های شان در جهت اصلاح کمبود ها و تکمیل نقایص افتخار بخشند.
تابستان ۱۳۹۴، شهر پلخمری ولایت بغلان
