(۱)
دلبر نازنین من ترک جفا نمی کند
✦وعده همی دهد مگر، حیف وفا نمی کند
(۲)
از سر و ناز و دلبری رمزی و یا اشارتی
✦با دیگری اگر کند لیک به ما نمی کند
(۳)
هر چه سپر بیفگنم از ره صلح و دوستی
✦باز به خنجرم زند صلح و صفا نمی کند
(۴)
بسمل ناز خویش را زنده کند به بوسه ی
✦آنچه که لعل او کند آب بقا نمی کند
(۵)
سایل آستان آن پادشه ی ستمگرم
✦یک نظر تفقدی سوی گدا نمی کند
(۶)
مرغ دل آشیانه ساخت در خم و زلف پر شکن
✦حلقه ی پای جان شدست هیچ رها نمی کند
(۷)
صید به خون تپیده ام از نظرش فتاده ام
✦گوشه ی چشمی سوی من بهر خدا نمی کند
(۸)
حجت بوسه ی طلب در کف من نهاده است
✦حق مرا نمی دهد دَین ادا نمی کند
(۹)
عقل به من نهیب زد راه خطا چرا روی
✦دل به برم تپید و گفت عشق خطا نمی کند
