(۱)
دیشب به یاد شام غریبان گریستم
✦بر یاد اشک و آه یتیمان گریستم
(۲)
بر مادران منتظر و داغ بر جگر
✦در انتظار نور دوچشمان گریستم
(۳)
بر خانه های سوخته و منهدم ز جنگ
✦بر جسم پاره پاره طفلان گریستم
(۴)
بر ضبحه های زار اسیران درد مند
✦بر وحشت و خشونت زندان گریستم
(۵)
زین جنگ بی هدف که دهد خلق را به باد
✦زین طرح ها و نقشه ی شیطان گریستم
(۶)
دیدم که بسته بود مدارس به هر کنار
✦پنهان نگشت اشک، نمایان گریستم
(۷)
از مکتب و مدرس و تعلیم نبود نام
✦زین ضربه ها به پیکر عرفان گریستم
(۸)
از دارو و طبیب و مداوا چه گویمت
✦بر زخمی و مراکز درمان گریستم
(۹)
ویرانه های کابل بیچاره ی حزین
✦دیدم به چشم عقل چو باران گریستم
(۱۰)
بر دختران نَو رَس محروم از پدر
✦بی سرنوشت و زار و پریشان گریستم
(۱۱)
بر قطعه قطعه پیکر انسان بی گنه
✦بر کشته های موشک و هاوان گریستم
(۱۲)
بر بسته اند کمر پی تخریب شهر خود
✦فاضل، من از جهالت انسان گریستم
کابل 11/10/1371
