(۱)
در این زمانه کسی غمگسار و همدم نیست
✦غمم ز داغ فراق ابوالبشر کم نیست
(۲)
چو نیست هم نفسی، گلستان، بود گلخن
✦صباح عید مرا کمتر از مُحّرم نیست
(۳)
علاج زخم دلم را به عشوه یی بنمای
✦که حاجتی به طبیب و دوا و مرهم نیست
(۴)
چو دوست در دم مردن رسد به بالینم
✦هوای جنت و حور و غم جهنم نیست
(۵)
به تار زنده گی منمای تکیه ای زاهد
✦به هوش باش که تار است و لیک محکم نیست
(۶)
بدار عزت اشک شکسته دل ها را
✦به چشم عقل کم از چشمه سار زمزم نیست
(۷)
زمانه یاور بدجنس و بدگهر باشد
✦حقیقتیست چو خورشید، هیچ مبهم نیست
(۸)
به طعنه زاهد خودبین ز عشق منعم کرد
✦کسی که عاشق یاری نباشد آدم نیست
(۹)
برفت سوژه ی شعرم، شکوفه ها خشکید
✦امید چشمه و باران و ابرو شبنم نیست
(۱۰)
مرا ز زنده گی فاضل! همین پسند آمد
✦که زیر بار منت کس گردنم خم نیست
پلخمری- تابستان 1388
